تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

پایگاه مهدی صاحب الزمان (عج) روستای قلعه میرزاسلیمان شهرستان شاهرود بخش بسطام - امام حسن (ع) از امامت تا شهادت

امام حسن (ع) از امامت تا شهادت

چهارشنبه 13 بهمن 1389 11:01 ب.ظ

نویسنده : پایگاه مهدی صاحب الزمان (عج) حوزه کربلای بسطام

آغاز خلافت امام حسن(علیه السلام) و دسیسه هاى معاویه


 امام نامه دیگرى به معاویه نوشت و او را دعوت به قبول بیعت و اطاعت از مقام خلافت كرد و از او خواست كه همچون دیگر مسلمانان در دائره مجتمع اسلامى قرار گیرد، در این نامه امام اشاره كرد كه مقام خلافت مقام والائى است كه در انحصار خاندان پیامبر مى باشد و هیچ كس حق احراز آن را ندارد.


امام حسن(ع)

هنگامى كه خلافت به امام حسن علیه السلام رسید موجى از اندوه و اضطراب معاویه را فراگرفت ، و دچار سرگردانى شدیدى گردید، زیرا مى دانست آن حضرت در نهاد مردم موقعیت بزرگى را داراست و در بین مردم محبوبیت عظیمى دارد و از طرف دیگر نمى توانست براى مخالفت با امام از حربه قتل عثمان و خونخواهى از او استفاده كند، چرا كه آن حضرت به هنگام محاصره عثمان از مدافعین او به شمار مى آمد.

آنچه از مذاكرات معاویه با یارانش به دست آمد عبارت بود از:

1- نوشتن نامه هایى براى بزرگان و رؤساى قبائل و سرشناسان شهرها و دادن رشوه هاى كلان به آنها.

2 - اعزام جاسوسان و خبرگزارانى به همه شهرهائى كه خلافت امام را پذیرفته بودند.

در اجراى این امر دو جاسوس ماهر و مورد اعتمادش را به كوفه و بصره فرستاد، این دو جاسوس در كوفه و بصره دستگیر شده ، و امام حسن علیه السلام و عبدالله بن عباس كه از طرف امام حاكم بصره بود، آن دو را به قتل رساندند.

پس از این جریان امام طى نامه اى به معاویه اخطار كرد، و او را تهدید به جنگ نمود، معاویه كه از وصول نامه امام به شدت ناراحت شده بود در صدد برآمد از فریبكارى خود عذرخواهى نموده و از خودش در برابر كار زشتى كه مرتكب شده ، دفاع كند، و در این مورد، چاره اى جز این نداشت كه خوشحالى خود از شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام را انكار كند، و درباره اعزام جاسوسها هم بهتر دید كه جریان را مسكوت گذارد و از بیان آن چشم پوشى نماید.

معاویه در پاسخ نامه عبدالله بن عباس نیز همین شیوه را به كار برد، در پى این جریان ابن عباس نامه اى به امام نوشت ، و آن حضرت را به جنگ با معاویه برانگیخت .

این آخرین نامه اى بود كه بین امام و معاویه مبادله شد و پس از آن معاویه دانست كه نیرنگهایش اثرى نخواهد داشت و اشتباه كاری هاى سیاسى او سودى نخواهد بخشید، و دانست كه امام آماده جنگ است و ناگزیر او هم براى جنگ مهیا شد و به تهیه وسایل نبرد پرداخت

جنگ سرد میان امام و معاویه 

امام نامه دیگرى به معاویه نوشت و او را دعوت به قبول بیعت و اطاعت از مقام خلافت كرد و از او خواست كه همچون دیگر مسلمانان در دائره مجتمع اسلامى قرار گیرد، در این نامه امام اشاره كرد كه مقام خلافت مقام والائى است كه در انحصار خاندان پیامبر مى باشد و هیچ كس حق احراز آن را ندارد، و نیز راز سكوت و تسلیم خاندان پیامبر در مساله غصب خلافت را اینگونه بیان داشت ، كه علت خاموشى ما ترس از پراكندگى امت بود و براى نگاهدارى جامعه اسلامى و اعلاى كلمه توحید به این تجاوز تلخ تن در دادیم .

معاویه در پاسخ امام دوباره دست به فریب و نیرنگ زد، و ضمن اعتراف به حقوق خاندان پیامبر و اینكه مردم حق آنان را نشناختند گفت : گروهى شایسته از قریش و انصار و دیگران امر خلافت را به قریش واگذاردند، در صورتیكه اصحاب شایسته و نیكوكار پیامبر همگى با امیرالمومنین بودند و به خلافت ابوبكر راضى نشدند، از سخنان شگفت آور معاویه آن بود كه در این نامه ذكر كرد كه اگر مى دانستم تو در حفظ امت از من ورزیده تر و به اداره امور آگاهتر و در سیاست چیره دست ترى و بهتر مى توانى منافع مردم را حفظ كنى، كار خلافت را پس از پدرت به تو وا مى گذاردم .

پس از این نامه معاویه نامه تهدیدآمیزى به امام نوشت و او را از مخالفت با خود بر حذر داشت و در برابر به امام وعده داد كه اگر خلافت معاویه را بپذیرد پس از او مقام خلافت به امام واگذار شود، ولى امام به تهدیدهاى او اعتنائى نكرد و در پاسخ به درست اندیشى و پافشارى در جنگ پرداخت .

این آخرین نامه اى بود كه بین امام و معاویه مبادله شد و پس از آن معاویه دانست كه نیرنگهایش اثرى نخواهد داشت و اشتباه كاری هاى سیاسى او سودى نخواهد بخشید، و دانست كه امام آماده جنگ است و ناگزیر او هم براى جنگ مهیا شد و به تهیه وسایل نبرد پرداخت .

امام حسن مجتبی (علیه السلام)

اعلام جنگ

در مباحث گذشته دانستیم معاویه مى خواست با نیرنگ هایش امام را از صحنه خارج سازد، ولى پس از عدم موفقیت در آن راهها دانست ، بهترین راه براى حصول آرزوهایى طلائى اش ، اعلان جنگ است ، كه اگر این اقدام را صورت ندهد فرصتى برایش باقى نمى ماند، ضمن آنكه ، امورى چند او را بر این كار وادار كرد:

1- او پیوندى محكم با بزرگان عراق و سرداران سپاه اسلام و روساى قبائل برقرار كرده بود، و دین و دل آنان را با پول اندكى خرید و به وعده هاى فراوان و پوشالى امیدوارشان ساخت ، و آنان نیز در جهان به او قول همكارى با او و نیز خیانت به امام را داده بودند و دلیل بر این جریان بخشنامه هائى است كه معاویه به كارگزارن خود نوشت و آنان را به آمادگى براى جنگ فراخواند،، تا هرچه زودتر به او بپیوندند، و در این نامه ها اعلام داشت كه طرفداران امام به او پیوسته اند.

2- او مى دانست كه سپاهیان امام دچار تفرقه و پراكندگى شده و از فرمانبرى پیشواى خود سرپیچیده اند.

3- آگاهى به خطر داخلى بزرگى كه عراق را تهدید مى كرد و شام از آن در امان بود، و آن انفاق افكنى خوارج بود، كه نقشه اى شود خود را در تمام عراق مطرح كرده و مردم را به مخالفت و هجوم برمى انگیخت .

4- شهادت امام على علیه السلام كه باعث بى بهره نمودن عراق از پیشوائى موجه شد.

همانطور كه گفتیم مسائل ذكر شده ، باعث شد معاویه در اعلان جنگ شتاب ورزد، و در غیر این صورت ، همه تلاشهایش را براى تاخیر جنگ و عقد پیمان موقت بكار مى برد، چنانكه با امپراطور چنین روشى را پیش ‍ گرفت .

بر اساس این تفكر معاویه بخشنامه اى كه مضمون واحدى داشت به همه كارگزاران و فرماندارانش نوشت و همه را به آمادگى جنگى با امام برانگیخت و دستور داد كه با همه نیروها و وسائل خود براى نبرد با او به معاویه بپیوندند.


چرا ترجیح صلح بر شهادت؟


امـام حـسـن عـلیـه السلام در مسند خلافت قرار داشت و معاویه به عنوان یك حاكم معترض بر ضد او قیام كرد، درست بر عكس امام حسین علیه السلام كه یزید بر مسند خلافت قرار داشـت و آن حضرت معترض بود


امام حسن مجتبی علیه السلام

این پـرسـش درسـت اسـت كـه امـام یـاور نداشت و كوفیان بى وفایى كردند، اما مگر امام حسین علیه السلام یاور داشت؟ و مگر كوفیان با او وفا كردند؟ نه، پس چرا مى بینیم كه امام حـسـیـن عـلیـه السـلام بـا همان یاران اندك تا آخرین قطره خون جنگید، ولى امام حسن علیه السلام چنین نكرد؟(1)

پاسخ : شرایط زمان این دو امام بزرگوار با هم تفاوتهایى داشت كه دو گونه وظیفه و مـنـطـق را ایـجـاب مـى كـرد: بـراى امـام حسن علیه السلام منطق جهاد و براى امام حسین علیه السلام منطق شهادت را.

 اینك به این تفاوتها اشاره اى مى كنیم :

1ـ امـام حـسـن عـلیـه السلام در مسند خلافت قرار داشت و معاویه به عنوان یك حاكم معترض بر ضد او قیام كرد، درست بر عكس امام حسین علیه السلام كه یزید بر مسند خلافت قرار داشـت و آن حضرت معترض بود،(2) بنابر این كشته شدن امام حسن عـلیـه السـلام در ایـن وضـع ، بـه معناى كشته شدن خلیفه مسلمانان و شكست مركز خلافت بـود، و مـقـاومـت آن حضرت، تا سر حد كشته شدن مانند مقاومت و كشته شدن عثمان بود نه نـظـیـر مقاومت و شهادت امام حسین علیه السلام و كشته شدن خلیفه شدیدا مورد انكار امامان بـود و هـتـك حرمت این مقام به شمار مى رفت ، و لذا مى بینیم كه على علیه السلام حاضر بـه كـشـته شدن عثمان نبود (تنها براى حفظ احترام این مقام نه به خاطر شخص عثمان ) و امـام حـسـیـن علیه السلام نیز براى حفظ حرمت خانه خدا از مكه بیرون مى رود تا خونى در آنجا ریخته نشود.

درگـیـرى و جـنـگ بـا سـپـاه شام یك جنگ فرسایشى بود، زیرا اگر چه امام حسن علیه السلام یاران مخلص با وفا كم داشت ولى این بدان معنى نیست كه سپاه او به كلى از بین رفـتـه بـودنـد و مـعاویه اگر به كوفه وارد مى شد یكسره فتح مى كرد؛ بلكه امام مى تـوانـسـت لشـكـر انـبـوهى از همان مردم گرد آورد و با معاویه مصاف دهد(3) ، امـا ایـن جـنـگ فـرسـایـشـى مـى شـد كـه یـا طـرف پـیروز نداشت و مدتها به طـول مـى انـجـامـیـد و بـالاخـره سـرنوشت صفین پیش مى آمد و معاویه برنده مى شد، و یا پیروزى در جنگ به سود معاویه پایان مى یافت آن هم با دادن تلفات بسیارى از یاران و و شـیـعـیـان امـام . ایـن چـه افـتـخـارى بـراى امـام بـود كـه چـنـدیـن سـال بجنگد و دهها هزار نفر از دو طرف كشته شوند، سرانجام یا خستگى دو طرف باشد و هر كدام به جاى خود باز گردند و یا امام كه خلیفه آن وقت بود با یارانش كشته شود؟ ایـن فـرق دارد بـا جـنگ و شهادت امام حسین علیه السلام با یارانى اندك كه مجموعا ظرف یـك روز خـاتـمـه یـافت . بنابراین صلح امام سبب حفظ خون بسیارى از شیعیان على علیه السلام كه تنها نیروهاى حق بودند، گردید.

 چـنانكه گفتیم امام حسن علیه السلام در آغاز قصد جنگ داشت، سپاه تهیه دید، با یاران صحبت كرد و از آنان درباره جنگ نظر خواست ولى آنان اعلام وفادارى نكردند، برعكس امام حسین علیه السلام كه كوفیان نامه ها نوشتند و امام را دعوت كردند

وانـگـهى اگر بر فرض محال معاویه كشته مى شد، پیراهن عثمان دیگرى درست مى شد و سر آغاز جنگهاى بعدى بود.

3ـ یـزیـد از امـام حـسـیـن علیه السلام بیعت خواست و بر سر او شمشیر كشید و امام پاسخ مـنفى داد و تا پاى جان ایستاد، اما معاویه از امام حسن علیه السلام بیعت نمى خواست بلكه ایـن امـام حـسـن عـلیـه السـلام بود كه از وى طلب بیعت مى نمود. بنابراین پاسخ شمشیر شمشیر بود و پاسخ تدبیر، تدبیر.

چـنانكه گفتیم امام حسن علیه السلام در آغاز قصد جنگ داشت، سپاه تهیه دید، با یاران صحبت كرد و از آنان درباره جنگ نظر خواست ولى آنان اعلام وفادارى نكردند، برعكس امام حسین علیه السلام كه كوفیان نامه ها نوشتند و امام را دعوت كردند، و از این رو حجت بر امـام حـسـیـن علیه السلام براى حركت به سوى كوفه تمام شد، اما در مورد امام حسن علیه السلام كوفیان حجت نداشتند بلكه امام حسن علیه السلام بر آنان اتمام حجت كرده بود.

5ـ هـنـگـام قیام امام حسین علیه السلام بیست سال از حكومت بلامنازع معاویه گذشته بود و چـهره پلید وى بر دوست و دشمن آشكار شده بود، خانه اى نبود كه ظلم و ستمش در آن راه نـیـافـتـه باشد، و همه از او زخم خورده بودند و از همه بالاتر فرزند نحس فاسقش ‍را بـر مـردم مسلط نموده و به زور در جاى خود نشانده بود، اما در زمان امام حسن علیه السلام گر چه حضرت و شیعیان خاص و خالص حضرتش از باطن معاویه آگاه بودند و دیگران نـیـز كـم و بـیش ‍ ضربه دیده بودند، ولى هنوز چهره واقعى او براى بیشتر مردم آشكار نبود و مردم او را بد آدمى مى شناختند ولى خوب حاكمى ! وى چهره تقدس به خود گرفته بود و مى گفت : من خلافت را خواهانم و حاضرم به كتاب خدا و سنت پیامبر و سیره خلفاى گذشته عمل كنم ، جانشین معین نكنم و پس از من حسن و پس از او حسین خلیفه باشد.

امام حسن مجتبی (ع)

راسـتـى اگـر امـام حـسـن عـلیـه السـلام صـلح را نـمـى پـذیـرفـت آیـا امـروز در مـقـابـل تـاریـخ مـورد اعتراض واقع نمى شد كه دعواى او با معاویه بر سر قدرت بوده اسـت ؟ چـرا كـه او ورقـه سفید امضا مى كند و قول مى دهد كه من به تمام خواسته هاى تو عـمـل مـى كـنـم ، فـقـط مـوقـتـا قـدرت را بـه مـن واگـذار! حـال كـه نـمـى پـذیـرى پـس مـى خـواهـى خـون بـه پا كنى و مسلمانان را به كشتن دهى ! بنابراین امام حسن علیه السلام در تاریخ محكوم مى شد. اما اینك معاویه محكوم است . زیرا معلوم شد كه مردى حیله گر و سیاست باز است و با داشتن قدرت پایبند هیچ تعهدى نیست .

6ـ امام حسین علیه السلام از سوى یارانش هر چند اندك ، كاملا در امنیت بود و آنان پروانه وار گـرد شـمـع وجـود او مـى گـشتند، ولى امام مجتبى علیه السلام به یاران خود اطمینان نداشت بلكه خطر بسیارى از آنان كمتر از خطر سپاه معاویه نبود.

7ـ در یـك مـورد كـه شرایط زمانى امام حسن و حسین تفاوت نداشت دیده مى شود روش آن دو امـام كـامـلا مـوافـق و سـازگـار بـا یـكـدیـگـر اسـت و آن صـلح امـام حـسـن عـلیـه السلام و قـبـول و پایبندى امام حسین علیه السلام به آن است تا وفات معاویه یعنى امام حسین در ده سـال امـامـت خـویـش هـمـان روش امـام حـسـن را پـیـش گـرفـت و در سـال بـعد، پس از فوت معاویه و انقضاى زمان صلح ، بر یزید شورید تا به شهادت رسید.

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: آغاز خلافت امام حسن(علیه السلام) و دسیسه هاى معاویه ،
آخرین ویرایش: - -